سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( پدر مولوى ) ( بهاء ولد )
مقدمهء مصحح 7
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى )
با اين انديشهها چه كبوتربازيت آرزو كرد » ص 71 . 2 - جمع ادات و فعل به يك معنى - بايد دانست كه در زبان فارسى استعمال دو ادات بمعنى واحد در يك كلمه جائز است . خواه آن دو از حيث لفظ متّحد و در حقيقت دوّمى تكرار اوّلين باشد مانند : نهاد آن سرش پست بر خاك بر * همىكرد نفرين بضحّاك بر ( فردوسى ) و خواه لفظ مختلف باشد چنان كه در مصراع دوم بيت بالا ( بضحّاك بر ) كه هر دو ادات به يك معنى است و از جهت لفظ اختلاف دارد . و در اين بيت از منوچهرى دهقان به سحرگاهان كز خانه بيايد * نه هيچ بيارامد و نه هيچ بپايد سه ادات به يك معنى آمده است زيرا ( ب ) و ( گاه ) و ( ان ) هر يك معنى زمان را مىرساند و در تركيب ( به سحرگاهان ) با هم استعمال شده است و در كتاب حاضر فعل ( ماند ) و ادات ( چون - چو ) كه هر دو معنى تشبيه را افاده مىكند در موارد بيشمار به كار رفته است و ما نمونهاى چند در اينجا ذكر مىكنيم : گفتم اى اللّه « مگر مخاطبهء من با تو چون جمادات و اجسام لطيفه را ماند » ص 29 « يا چون موش را مانى كه زر جمع مىكنى » ص 51 « اكنون اين حكمتهاى من چون كف را ماند » ص 87 « آسمان و زمين چون دهانى را ماند » ص 93 « و هر چيزى كه هست چو در انديشه آمد چون گل خشك شده را ماند » ص 395 . 3 - استعمال ادات استغراق ( هر ) در جمع - چنان كه روشن است لفظ ( هر ) كه در شمول حكم نسبت بمصاديق و افراد كلمهء ما بعد خود به كار مىرود همواره بر سر مفرد درمىآيد و اتّصال آن بجمع نادر است چنان كه در اين بيت از فرّخى : از هر صنايعى كه بخواهى بر او اثر * و ز هر بدايعى كه بجويى بر او نشان و چنان كه در اين بيت از مثنوى مولانا : هر كراماتى كه مىجويى بجان * او نمودت تا طمع كردى در آن و اكنون نمونهء استعمال آن را در معارف بهاءولد ذكر مىكنيم :